27-قطع 10-9-97

1397-09-25

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

آیا با تمکن از امتثال تفصیلی، امتثال اجمالی مجزی است یا خیر؟

مرحوم نائینی مطالبی فرمودند تا رسید به بزنگاه مطلب، بعد از آن که مراتب امتثال را ایشان ذکر فرمود که ما امتثال احتمالی داریم، امتثال ظنی داریم، امتثال اجمالی داریم و امتثال تفصیلی داریم، بعد فرمود امتثال ظنی بر احتمالی مقدم است، امتثال اجمالی بر ظنی مقدم است.

امتثال تفصیلیِ قطعی مقدّم است بر امتثال اجمالیِ قطعی

رسید به اینجا که امتثال تفصیلی مقدم باشد بر امتثال اجمالی ایشان می‌فرماید با تمکن از امتثال تفصیلی نوبت به امتثال اجمالی نمی‌رسد و عقل مستقل به حسن امتثال اجمالی با تمکن از امتثال تفصیلی نیست، چرا؟

16-قطع 28-7-97

1397-09-25

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

بحث در فرمایش مرحوم آخوند قدس سره بود که فرمود از ترخیص در اطراف علم اجمالی اجتماع تضادّ و نقیضین در حکم لازم نمی آید، پس اشکال دومی که مرحوم شیخ نسبت به جریان اصول مرخّصه در تمام اطراف علم اجمالی داشتند مندفع است. چرا تضاد لازم نمی آید؟ گفتیم که به نظر مرحوم آخوند حکم چهار مرتبه دارد، مرتبه اقتضاء مرتبه انشاء مرتبه فعلیّت و مرتبه تنجّز. عدم لزوم تضاد در مرتبه ملاک را بیان کردیم. عدم لزوم تضاد در مرحله انشاء را هم بیان کردیم، گفتیم چون در مرحله انشاء قوۀی حکم است قوۀی فعل نیست و اساساً بین موجود بالقوۀ تضادی نیست لذا در عدم تضادّ در مرحله انشاء دیگر لازم نیست استدلال کنیم بگوییم که حکم امر اعتباری است و اعتبار خفیف المؤونه است و تضادّ از اوصاف موجودات تکوینیۀ است پس در اعتباریات تضادّ نیست، می شود به این هم استدلال کرد ولی این استدلال می شود مبنایی و به درد مرحوم آخوند نمی خورد. چون مرحوم آخوند قائل است که بین احکام ولو امر اعتباری هستند تضادّ هست. بله مرحوم اصفهانی اگر خاطرتان باشد گفتیم می گوید تضادّ در احکام نیست یا تضادّ در مبدأ احکام است که ملاکات است یا تضادّ در منتهای احکام است که مرحله امتثال است. نه ما برای اینکه در مرحله انشاء بگوییم اجتماع ضدین لازم نمی آید از راه اعتباریت حکم پیش نمی آییم تا شما به ما بگویید دلیل شما بر بعضی از مبانی درست است بر مبانی دیگر درست نیست. نه از این راه پیش می آییم که در مرحله انشاء قوۀی حکم موجود است حکم بالقوۀ است و اساساً تضادّ بین موجودات بالقوۀ محقق نیست. چون تضاد به لحاظ آثار است وقتی موجود بالفعل نیست اثرش بالفعل نیست و در نتیجه تضادی بین ما فی القوۀ نخواهد بود.

11-قطع 18-7-97

1397-09-25

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

بحثی که داشتیم این بود که آیا علم اجمالی اثرش چیست؟ گفتیم دو نظر در اینجا هست. یک نظر این است که علم اجمالی اساساً هیچ اثری ندارد و مثل شک بدوی است و در نتیجه مورد جریان برائت است. که این نظر بطلانش واضح است. نظر دوم این است که علم اجمالی اثر دارد. قائلین به این نظر دو دسته شده اند. عده ای می گویند اثر علم اجمالی فقط حرمت مخالفت قطعیه است نه بیشتر. یعنی علم اجمالی اثری که می کند این است که کاری نکن که قطع تو مخالفت بشود، اما موافق قطعیه هم لازم نیست. خودِ کسانی که می گویند اثر علم اجمالی حرمت مخالفت قطعیه فقط هست دو مسلک شده اند. بعضی قائلند که این تاثیر علم اجمالی در حرمت مخالفت قطعیه علی نحو العلیۀ است مثل مرحوم شیخ، بعضی قائلند علی نحو الاقتضاء است مثل مرحوم آخوند که بعداً توضیح خواهم داد.

10-قطع 17-7-97

1397-09-25

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

مرحوم آقای خویی اشکال ثبوتی ای که بر مرحوم نایینی داشتند این بود که ما قبول داریم تقابل بین اطلاق و تقیید تقابل عدم و ملکه است و لیکن چون آنچه که در تقابل عدم و ملکه معتبر است قابلیّت شخصیۀ نیست، قابلیّت نوعیۀ است و در ما نحن فیه تقیید حکم شرعی به قید به علم حاصل از ادله شرعیه قطعاً ممکن است چه بسیار مقیّداتی که بر احکام شرعیه وارد شده است. پس نسبت به علم حاصل از ادله شرعیه در ما نحن فیه مورد عدم و ملکه خواهد بود. عدم و ملکه هم خاصیّتش این است که اگر تقیید ممکن نشد و محال شد اطلاقش چیست ضروری است پس نتیجه می گیریم که حکم شرعی اطلاقش ضروری است که من أی دلیل حصل، چه از دلیل عقلی و چه از دلیل شرعی. نتیجه ی بحث این می شود که پس حکم شرعی اطلاق دارد من أی سببٍ حصل چه از دلیل شرعی حاصل بشود استنباط حکم شرعی و قطع به حکم شرعی چه از دلیل عقلی استنباط بشود. لذا قول ...؟؟؟ ردّ می شود و قول مرحوم نایینی هم ردّ می شود.

6-قطع 11-7-97

1397-09-25

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

بحث در فرمایشات مرحوم صدر بود. اشکال ثبوتیِ اول و اشکال ثبوتی دومِ ایشان را طرح کردیم و مناقشه شد. اشکال سوم ایشان این است که دلیل عقلی که شما گفتید مقامِ جعل مقیّد است به عدم علم از طریق دلیل عقلی، این ادله عقلیه همیشه نتیجه اش اثبات تکلیف نیست، بلکه در بعضی از موارد نتیجه ی دلیل عقلی عدم تکلیف و عدم الزام است مثل باب ترتّب. در باب ترتّب منکرین ترتّب به ادله عقلیه استدلال می کنند که با وجود حکم أهم حکم مهم منتفی و معدوم است. قائلین به ترتب به وجوهی حکم مهم را ثابت می کنند عند معصیۀ الأهم، اما منکرین ترتب به دلیل عقلی نتیجه می گیرند عدم الزام را. بعد اگر ما بخواهیم بگوییم ضیق در عالم جعل که الزام است مقیّد می شود به عدم الزام، معقول نیست همچنین حرفی. اخباری می خواست این را بگوید «ان یقید الحکم بعدم العلم الحاصل من الدلیل العقلی بالحکم الشرعی» ایشان می فرماید که در مواردی نتیجه دلیل عقلی عدم الزام است مثل باب ترتّب. اما اگر بخواهیم الزام و جعل را مقیّد بکنیم به آنچه که اخباریها گفتند نتیجه اش می شود تقیید الزام به عدم الزام، و این معقول نیست. عبارتشان این است «و ثالثا ان الدليل العقلي قد يكون برهانا على عدم الحكم لا على ثبوته»[1]  . همیشه دلیل عقلی اثبات حکم نمی کند، تارۀ اثبات حکم می کند مثل اینکه ادراک می کند حسن عدل را حکم می کند به وجوب عدل، تارۀ برهان عقلی به عدم حکم می رسد «كما لو حصل يقين بعدم الخطاب الترتبي لاستحالته مثلا» کسی که می گوید جمع امر مهم و امر أهم جمع بین ضدّین است و محال است پس ما امر ترتبی نداریم «و لا يعقل جعل إلزام مشروط بقطع المكلف بعدم الإلزام كما هو واضح». معقول نیست ما جعل کنیم الزامی را مشروط به قطع مکلف به عدم الزام، بگوییم الزام هست به شرط اینکه مکلف قطع پیدا بکند به عدم الزام. پس این حرف اخباری که مشروط کرده اند احکام شرعیه را به عدم علم حاصل از دلیل عقلی باطل است.

4-قطع 9-7-97

1397-09-25

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

 

پرسشگر: تفاوت قطع، اطمینان و وثوق در چیست؟

استاد: مقصود از قطع عبارت است از یقین فلسفی یعنی جزم به ثبوت شیئ و جزم به استحاله نفی آن، وقتی من یقین دارم و قطع دارم که مجموع زوایای مثلث مساوی با دو قائمه است یعنی جزم دارم به ثبوت این نسبت و جزم دارم به این‌که مساوی دو قائمه نباشد که این را در منطق مظفر هم خواندیم، در یقین و قطع هیچ احتمالی نباید وجود داشته باشد و لو به کم‌ترین درجه. اطمینان عبارت است از یقین عرفی و عقلایی یعنی عند العقلاء یقین محسوب می‌شود اما از نظر عقلی یقین نیست، مثال خوبی مرحوم صدر در کتاب المرسل و الرسول و الرساله دارد و آن این است که اگر نامه‌ای از طرف برادر شما برسد و خط آن به خط برادر شما باشد، مطالب همان مطالبی باشد که شب قبل یا طی چند روز گذشته طی تماسی مطرح شده، جزئیاتش مشخص است مثلا می‌گوید به چه کسی سلام برسان و غیره که این‌ها معهود است، شما در این‌صورت یقین پیدا می‌کنید که این نامه از طرف برادرتان است ولیکن یقین عقلی نیست زیراکه احتمال آن وجود دارد که نامه جعل شده باشد یعنی احتمال عقلی وجود دارد لذا اطمینان آن است که از نظر عقلائی یقین حساب می‌شود و احتمال خلاف عقلاءً ساقط است ولی عقلا ساقط نیست. وثوق به یک اصطلاح عبارت است از همین اطمینان لذا وثوق و اطمینان را یک چیز می‌دانند، من به این مطلب اطمینان دارم وثوق دارم، برخی هم وثوق را یک درجه پایین‌تر از اطمینان می‌دانند یعنی بالاتر از ظن است و پایین‌تر از اطمینان است ولیکن آن‌چه که مشهور است وثوق را به اطمینان معنا کرده‌اند.

7-مضاربه 21-9-97

1397-09-25

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

بررسی حواشی موجود در مساله

عبارت مرحوم صاحب عروه این است: و عن الشيخ الطوسي فيما إذا اشترط المالك على العامل بضاعة بطلان الشرط دون العقد في أحد قوليه و بطلانهما في قوله الآخر قال لأن العامل في القراض لا يعمل عملا بغير جعل و لا قسط من الربح و إذا بطل الشرط بطل القراض لأن قسط العامل يكون مجهول[1]، معلوم شد این نسبت به مرحوم شیخ درست نیست، خود مرحوم شیخ استدلال فرموده است لأن العامل فی القراض لا یعمل عملا بغیر جعل و لا قسط من الربح و اذا بطل الشرط بطل القراض لان قسط العامل یکون مجهول، خلاصه استدلال مرحوم شیخ طوسی این است که در قراض و مضاربه عملی که عامل انجام می‍دهد مجانا نیست و باید قسمتی از ربح در مقابل آن قرار گیرد و در مورد شرط خیاطت، در قبال خیاطت هیچ مقداری از ربح قرار نمی‌گیرد در نتیجه شرط می‌شود فاسد، وقتی که شرط باطل شد مضاربه هم باطل می‌شود، چرا مضاربه باطل می‌شود؟ چون منجر به جهالت می‌شود به‌خاطر این‌که آن مقداری که باید به عامل برسد مجهول است این را هم مفصل توضیح دادیم.

در ادامه خود مرحوم شیخ می‌فرماید: ثمَّ قال و إن قلنا إن القراض صحيح و الشرط جائز لكنه لا يلزم الوفاء به لأن البضاعة لا يلزم القيام بها كان قويا[2]، می‌فرماید حال اگر ما بگوییم مضاربه صحیح است، شرط جائز است اما لازم الوفاء نیست، چرا؟ چون شرط در ضمن عقد جائز است و شرط در ضمن عقد جائز لازم الوفاء نیست، این کلام خوبی است، تا این‌جا فرمایش مرحوم شیخ طوسی.

اشکال صاحب عروه بر شیخ طوسی

23-رمی جمرات 10-9-97

1397-09-25

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

وجه دیگری که مرحوم سبزواری استدلال فرموده برای این که جمره ارض باشد و نه بناء خاص و استوانه این است که میفرماید مع آن الرمي بالحصى تحقير و مهانة و يناسب انخفاض المرمي‌

خب رمی به حصا بجهت تحقیر و اهانت به شیطان است و مناسب با این مطلب این است که روی زمین انسان رمی بکند که بیشتر تحقیر بشود نه اینکه یک استوانه و عمودی درست بکنند و بر او رمی بکنند

خب این استدلال اشکالش روشن است این یک استدلال فقهی نیست این یک استحسان است و استحسان از مذهب ما نیست

دلیل در مذهب تشیع قران است و سنت اجماع و عقل قطعی و انچه که ایشان فرموده بیش از استحسان نیست

10-رمی جمرات 22-7-97

1397-09-25

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

شاهد محقق داماد برای اثبات ظهور رمی در رمی به نبل و رد ایشان

بحث ما نسبت به فرمایش محقق داماد این‌ بود که یرمی ظهور دارد در رمی به نبل، شاهدی که ایشان آوردند این بود که در رأیت اسدا یرمی، اسد ظهور وضعی دارد در حیوان مفترس، به چه لحاظ ما رفع ید می‌کنیم از ظهور در حیوان مفترس و حمل می‌کنیم بر رجل شجاع؟ اگر رمی مطلق باشد، چه رمی به نیزه، چه رمی به رمل و ریگ، خب در شیر و حیوان مفترس رمی به ریگ معقول است و تصور دارد پس از این نمی‌شود استفاده کرد که مقصود از اسد رجل شجاع است، با این‌که همه این جمله رأیت اسدا یرمی را حمل می‌کنند بر رجل شجاع معلوم می‌شود ظهور وضعی یرمی در رمی به نیزه است و چون رمی به نیزه خاص به انسان است و ظهور قرینه مقدم بر ظهور ذوالقرینه است لذا ثابت می‌شود که مراد از رأیت اسدا یرمی رجل شجاع است، این را مرحوم محقق داماد شاهد آوردند برای اثبات ظهور رمی در رمی به نبل که بعد نتیجه بگیرد که رمی به حصاة می‌شود معنای مجازی.

گفتیم به نظر ما این شهادت و شاهد بر مدعای ایشان تمام نیست، مقدمه‌ای را ذکر کردیم، در این مقدمه چند اصطلاح را توضیح دادیم یکی معنای موضوع له بود، یکی معنای مطلق بود، یکی معنای منصرف علیه بود، اصطلاح چهارم معنای مجازی است که این معنا احتیاج به توضیح ندارد، اصطلاح پنجم معنای مجاز مشهور است، اصطلاح ششم ظهور اطلاقی است.

7-رمی جمرات 16-7-97

1397-09-25

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

شرایط رمی جمره عقبه

وارد می‌شویم در شرایط رمی جمره عقبه که در حقیقت این شرایط به نحوی عام است و نسبت به هر سه جمره جاری است.

شرط اول: نیت قربت است که باید رمی جمره را به قصد قربت انجام دهد دلیل بر این مطلب این است که رمی جمره جزء اعمال حج است و اعمال حج به تمام اجزائش عمل عبادی است، چرا؟ چون مستفاد از آیه شریفه این است که حج عمل لله است، و لله علی الناس حج البیت من استطاع إلیه سبیلا [1]. لذا تمام اعمال حجمی‌شود عمل عبادی و باید به قصد قربت انجام شود حتی اگر خاطرتان باشد برخی از همین آیه شریفه استفاده کردند که ترک محرمات احرام هم باید به قصد قربت باشد فلذا مثالی که برای حرام تعبدی می‌آورند همین محرمات احرام است. ترک محرمات قصد قربت نمی‌خواهد، انسان ترک می‌کند شرب خمر را چه قصد بکند به جهت نهی شارع و چه قصد نکند، علی أی حال معصیت نکرده اما در باب محرمات احرام قائلند که ترک باید به نیت قربت باشد، سرّ همه این‌ها این است که مستفاد از آیه شریفه حج به تمام اجزائه و شرائطه یک عمل عبادی است فلذا باید با قصد قربت انجام شود