17-مضاربه 22-12-97

1398-01-25

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

فقره سوم: لا یحسب من الربح

 بحث در این مساله بود که گفتیم عامل که به ظهور ربح مالک حصه‌ای از ربح می‌شود، این ملکیت متزلزله است و وقایه است برای راس المال که اگر تلفی و خسرانی به راس المال وارد شد از ربح باید جبران شود اما اگر مضاربه به نهایت برسد یعنی انضاض شود، ربح قسمت شود و مضاربه هم فسخ و تمام شود از این‌جا به بعد دیگر هر چیزی که تلف شود لا یحسب من الربح، از ربح محاسبه نمی‌شود. حال می‌خواهیم ببینیم دلیل لا یحسب من الربح چیست؟

16-مضاربه - 15-12-97

1398-01-25

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

بررسی فقرات مساله سی و پنج

مساله سی و پنج را قرائت کردیم حال باید یک به یک فقراتی که در این مساله ذکر شده را ببینیم مستندش چیست. یک مطلب در این مساله این است که الربح وقاية لرأس المال[1]، سودی که حاصل می‌شود وقایه و برای تحفظ بر راس المال است که اگر ضرر و خسرانی بر راس المال وارد شد از ربح جبران شود، دلیل بر این مطلب چیست؟

فقره اول: الربح وقاية لرأس المال

89-امارات 19-1-98

1398-01-25

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

بحث در حجیّت ظاهر بود.

نکته: اصطلاح أصالۀ الظهور و أصالۀ العموم و أصالۀ الاطلاق اشاره به بحث کبروی دارد

قبل از طرح امر نهم این نکته را توجه کنید. اصالۀ الظهور، اصالۀ العموم و أصالۀ الاطلاق یک بحث صغروی دارد یک بحث کبروی دارد. بحث صغروی اصالۀ الظهور این است که ما اثبات کنیم این لفظ ظاهر در این معناست. صیغه إفعل ظاهر در وجوب است. بحث کبروی این است که این معنای ظاهر حجّت است یعنی کاشف از مراد جدی است. اصالۀ العموم هم یک بحث صغروی دارد اثبات بکنیم جمع محلّی به أل ظاهر در عموم است. یک بحث کبروی دارد که حالا این ظهور حجّت است. اصالۀ الاطلاق هم همین طور یک بحث صغروی دارد که ثابت بشود لفظ رقبۀ ظهور در مطلقِ رقبۀ دارد. چون موضوعٌ له اسم جنس مثل رقبۀ ماهیّۀ مهملۀ است. ماهیۀ مطلقۀ معنای موضوع له لفظ نیست لذا ما به مقدمات حکمت ثابت می کنیم که در أعتق رقبۀ مقصود از رقبۀ مطلقِ رقبۀ است. بعد که به مقدمات حکمت ثابت کردیم اطلاقِ رقبۀ را حالا بحث کبروی این است که این معنای مطلق حجّت است. اصطلاحاً أصالۀ الظهور و أصالۀ العموم و أصالۀ الاطلاق که می گویند مربوط به بحث کبروی می کنند. لذا می گویند ما در مورد شک در تخصیصِ زائد تمسک می کنیم به أصالۀ العموم یعنی تمسک می کنیم به اینکه ظهور عام در عموم حجّت است مخصّصی هم برایش نیست. یا اگر ما شک در قید زائد داریم می گویند تمسک می کنیم به أصالۀ الاطلاق،این دارد جهت کبروی را می گوید یعنی ظهور لفظ رقبۀ در مطلقِ رقبۀ حجّت است، ما أخذ می کنیم به همین ظهور مگر اینکه دلیل بر تقیید قائم بشود. پس اصطلاح أصالۀ الظهور و أصالۀ العموم و أصالۀ الاطلاق اشاره به بحث کبروی دارد ولی دو جهت در هر یک از اینها هست.

88-امارات 18-1-98

1398-01-25

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

حجیّت اصالۀ الظهور

بحثی را که وارد می شویم حجیّت اصالۀ الظهور است. در این بحث باید اموری طرح بشود.

امر اول: بیان سیر کار مجتهد

امر اول بیان سیر کار مجتهد است در استنباط احکام شرعیۀ و یا تعیین وظیفه عملیۀ. در مرحله اُولی چون آنچه که حجیّتِ او ذاتی است قطع است لذا مجتهد به دنبال قطع بر حجّت می گردد حالا یا حجّت بر حکم شرعی یا حجّت بر وظیفه عملی. و اگر دستش از حصول قطع کوتاه شد دنبال چیزی می گردد که شارع مقدس او را حجّت قرار داده باشد بر حکم شرعی مثل خبر ثقه یا بر وظیفه عملیه در صورتی که دستش از رسیدن به حجّت بر حکم شرعی کوتاه بشود که می شود اصل عملیِ شرعی. و اگر از این مرحله هم دستش کوتاه شد مرجع می شود اصول عملیۀ. این سیر کارِ مجتهد است. پس دیدیم در مرحله دوم رجوعِ مجتهد به منابعی است که از آن منابع استنباط بکند حکم شرعی را یا وظیفه عملیۀ را عند الشک فی الحکم الشرعی.

87-امارات 17-1-98

1398-01-25

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

مقتضای اصول نسبت به چیزی که شک داریم آیا حجّت هست یا حجّت نیست

بحث در این بود که اگر نسبت به چیزی ما شک داشتیم که آیا حجّت هست یا حجّت نیست، مقتضای اصول چیست؟  مثلا نسبت به اجماع منقول، نسبت به شهرت، شک داریم که آیا حجّت هست و اثبات حکم شرعی به شهرتِ فتوائیه می شود یا نه؟ 

در مباحث گذشته مقتضای اصل را گفتیم. مرحوم شیخ فرمود به ادله اربعه حرام است عمل به ظنی که شک در حجیّت او داریم و بعد فرمایشات و نظرات مرحوم آخوند همه را بیان کردیم. یک قسمت  فقط مانده است که بعد إن شاء الله وارد بشویم در بحث حجیّت ظهور.

86-امارات 27-12-97

1398-01-25

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

نکته آخری که از فرمایش مرحوم نایینی در فوائد باقی مانده جوابِ یک سئوال است. و آن سئوال این است که شما در بحث شکِ در حجیّت فرمودید قاعدۀی مضروبۀ برای شک مقدّم است بر استصحاب عدم حجیّت و حال آنکه استصحاب اصل تنزیلی است و علی القاعدۀ باید استصحاب مقدم باشد بر قاعدۀی مجعولۀ در ظرف شک. مثلا اگر اینجا آبی است که حالت سابقه اش طهارت بوده است، و الآن شک داریم که آیا به طهارتش باقی است یا باقی نیست، هم جای استصحاب طهارت هست قبلا یقین به طهارت داشتم شک دارم در بقاء و استصحاب می کنم، هم جای قاعده است که جعل شده است در ظرف شک در طهارت «کل ماء شُک فی طهارته فهو طاهر». که می شود قاعده طهارت. و شکی نیست که در این مورد ما می گوییم استصحاب مقدم بر قاعده طهارت است به وجهی که در محل خودش در تقدیم اصل سببی بر اصل مسببی گفته شده است.

85-امارات 26-12-97

1398-01-25

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

خلاصه اشکال مرحوم شیخ بر جریان استصحاب نسبت به مشکوک الحجیۀ

خلاصه اشکالِ ایشان این شد که چون موضوعِ تنجیز و تعذیر – حالا به نظر کسانی که اثر را تنجیز و تعذیر می دانند- یا جواز اسناد و استناد – به نظر مرحوم شیخ- عبارت است از حجّۀ واصلۀ یعنی حجیّتش را من علم داشته باشم. موضوع این است. بنابر این با شکِ در حجیّت وصول حجّت منتفی است، وقتی وصول حجّت منتفی شد جواز اسناد و استناد منتفی است لذا ما دیگر احتیاجی به استصحاب عدم حجیّت نداریم. چون استصحاب شرط جریانش ترتّب اثر شرعی است، و در این جا روشن شد اثر شرعی عدم جواز استناد است که این اثر بدون استصحاب بر خودِ شکِ در حجیّت مترتّب است. این خلاصه اشکال مرحوم شیخ شد بر جریان استصحاب نسبت به مشکوک الحجیۀ.

جواب مرحوم آخوند از اشکال مرحوم شیخ

84-امارات 25-12-98

1398-01-25

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

یک نکته را توجه بدهیم برویم دنبال بقیه بحث.

نکته: در ما نحن فیه فرقی بین اسناد و استناد نیست

فرقی بین اسناد و استناد نیست. اسناد و استناد هر دو اثر عملیِ حجیّتِ ظن است. اسناد یعنی من این خبر را اسناد بدهم به مولا بگویم مولا این طور گفته است. استناد یعنی من عمل را انجام بدهم مستنداً به مولا. فرقی که هست بین اسناد و استناد و تشریع است. اسناد و استناد را مرحوم شیخ در نظر گرفتند که عمل جوارحی است، تشریع را مرحوم آخوند در نظر گرفته اند که عمل قلبی و جوانحی است، لذا فرقی بین اسناد و استناد نیست و در فرمایشات والد معظم هم همچنین  فرقی نگذاشته اند.

83-امارات 22-12-97

1398-01-25

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

اشکال سوم مرحوم آخوند

اشکال سومی که مرحوم آخوند قدس سره دارد این است که می فرماید البته کسی که بدون حجّت حکمی را به مولا و در ما نحن فیه به شارع مقدّس نسبت می دهد این یک إثم  قلبی قطعاً کرده است، گناه جوانحی دارد نه گناه جوارحی. چون بنا گذاشته بر اینکه مضمونِ این خبر غیر حجّت حکم الله باشد و این می شود تصرّف در سلطان مولا و تصرّف در سلطانِ مولا ظلم به مولاست و مستحقّ ذمّ و عقاب هست. چون هتک مولا در اینجا محقّق شده است. تارۀ هتک مولا به معصیت است تارۀ هتک مولا به تجرّی است، تارۀ هتک مولا به تصرف در سلطنت وسلطان مولاست و همان طور که قبح معصیت، قبح تجرّی این ها مستلزم یک خطاب شرعی دیگر نیستند، کذلک در ما نحن فیه قبح تشریع مستلزم یک حرمت شرعیۀ نیست، آنچه که داریم فقط قبح عقلی است و أساساً یک قانون کلّی است که هر چه که بدون خطاب شرعی موجبِ عقاب و ثواب باشد این چنین چیزی و عملی قابل امر و نهی شرعی دیگر نیست و اگر امر و نهیِ شرعی در آن مورد وارد بشود می شود ارشادی، مثل امر به اطاعت و نهی از معصیت. بنابر این ما قبول داریم که اینجا تشریع محقق است، اما تشریع حرمت شرعیۀ ندارد فقط قبح عقلی دارد.

81-امارات 20-120-97

1398-01-25

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

تأسیس أصل نسبت به مشکوک الحجیۀ

بحث راجع به تأسیس أصل بود نسبت به مشکوک الحجیۀ.

امر سوّم: طرح فرمایشات مرحوم شیخ انصاری

مرحوم شیخ قدّس سرّه وقتی وارد این بحث می شوند می فرماید به ادلۀی اربعۀ حرام است عمل به ظنّی که مکلّف شکِ در حجیّتِ او دارد. در بحث گذشته گفتیم مرحوم شیخ اثر حجیّت را استنادِ به مولا می گیرند اگر شیئی حجّت بود می توانیم استناد بدهیم مضمون او را به مولا و اگر حجّت نباشد جواز استناد نداریم. شکِ در حجیّت هم داشته باشیم جواز استناد منتفی است.