63-امارات 9-11-97

1397-11-27

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

اشکالاتی که بر نظریه مرحوم نایینی گرفته شده

بحث نسبت به اشکالاتی بود که بر راه حلی که مرحوم نایینی طرح فرموده بودند شده است. خلاصه فرمایش مرحوم نایینی این شد که مفاد ادله حجیّت امارات حکم تکو فی نیست، بلکه مفاد ادله طریقیّت و منجزیّت است. در نتیجه نسبت به نماز جمعه دو ضدّ جمع نشده است یکی وجوب واقعی و یکی حرمت از ناحیه امارات. چون به اماره اصلاً حرمت جعل نشده بلکه ادله اعتبار می گوید أماره طریق است. خلاصه اماره می شود مثل علم همانطور که اگر شما علم به حرمت نماز جمعه پیدا کنی و در متن واقع نماز جمعه واجب باشد به علم شما یک حرمت برای نماز جمعه درست نمی شود. اماره هم همان علم است نهایت علم تعبدی است. یک اشکال از مرحوم عراقی دیروز نقل کردیم و ردّ شد.

62- امارات 8-11-97

1397-11-27

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

نظریه مرحوم نایینی قدس سره در دفع محذور خطابی

مطلب منتهی شد به نظریه مرحوم نایینی قدس سره در دفع محذور خطابی نسبت به تعبّد به ظنّ. مرحوم نایینی قدس سره در سه بخش مسئله را مورد بحث قرار داد. یک بحث باز کردند نسبت به امارات، یک بحث نسبت به اصول محرزه مثل استصحاب و یک بحث نسبت به اصول غیر محرزه.

بحث اول: دفع محذور خطابی نسبت به أمارات

اما نسبت به أمارات فهم حلّ مشکلی که ایشان فرموده است متوقف بر تذکر مقدماتی است.

مقدمه اول: للقطع جهات  أربع، جهت چهارمش قابل برای تعبد و اعتبار است

مقدمه اول این است که در بحث قطع گفتیم للقطع جهات  أربع. یک جهتِ قطع این است که انفعالِ نفسانی است یعنی وقتی شما عالم می شوی به چیزی، نفس یک امری را می پذیرد که آن صورت ذهنیۀای است که در نفس انسان نقش بسته، این جهت می شود جهت انفعالی نفس. جهت دوم جهتِ فعلیّ نفس است. این صورتی که در نفس حاصل شد چه کسی حاصل کرد؟ دو نظر هست. یک نظر این است که عقل فعّال این صورت را در نفس ایجاد می کند، یک نظر هم این است که خودِ نفس ایجاد صورت می کند. جهت سوّم قطع این است که قطع از صفات نفسانیۀ است و نسبت به مقولات عشر داخل در مقوله کیف است. و از انواع مقولۀی کیف داخل در کیف نفسانی است. جهت چهارم قطع جهت کاشفیت و ارائه نسبت به واقع است. که خودِ این جهت دو جنبه دارد، یک جنبه اش کاشفیت نسبت به واقع و دیدنِ واقع است، یک جنبه اش عقد القلب است نسبت به آنچه که علم پیدا کرده است که این قسم عقد القلب در اعتقادات مطرح است. لازم است اعتقاد به توحید یعنی قطع به وحدانیت پیدا می شود که این کاشف از واقع است و بعد عقد القلب می شود یعنی شخص معتقد می شود به این آموزه ای که در ذهن او هست. در بعضی از موارد می گویند قطع دو مرتبه دارد یکی مرتبه کاشفیت نسبت به واقع و یکی هم مرتبه صفت بودنِ قطع که صفۀ خاصۀ للنفس است. تعبیرات مختلف است و إلا همه می خواهند یک مطلب را بگویند.

14-مضاربه 24-11-97

1397-11-27

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

بررسی حواشی مساله سی و چهارم

یکی دو مورد از حواشی مساله سی و چهارم باقی مانده بود. توجه داشتید که طبق قول مشهور نتیجه این شد که به ظهور ربح عامل مالک حصه‌ای از ربح می‌شود بعد اشکالاتی بر این نظریه مشهور وارد می‌شد که این اشکالات را تماما جواب دادیم، این حواشی بسیار اهمیت دارد زیرا طرز برخورد و منهج فقهاء در مساله را نمایان می‌کند که چگونه تفکر می‌کردند و به چه نتیجه‌ای رسیدند و بعد از این‌که بررسی می‌شوند انسان متوجه می‌شود که راه استنباط چیست، یکی از بهترین روش‌ها برای اجتهادپروری این قضیه است مساله که خوانده می‌شود حواشی و نظریات مطرح شود، مستند آن‌ها مطرح شود و بررسی شود که آیا درست است یا خیر؟

اشکال بر نظر مشهور

یکی از اشکالاتی که بر نظر مشهور وارد می‌شود این است که اگر بگوییم عامل مالک حصه‌ای از ربح می‌شود به ظهور ملک، نتیجه‌اش این است که اگر بعد از ظهور ربح هنوز مضاربه به اتمام نرسیده، قسمت اموال نشده، راس المال به مالک برگردانده نشده، اگر یک خسارتی بر این راس المال وارد شود باید از سهم مالک محاسبه شود چون عامل مالک حصه ربح خودش شده و اگر ضرری وارد شود این ضرر برگشت به خود مالک می‌کند.

13-مضاربه 10-11-97

1397-11-27

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

اشکال مرحوم حائری بر صاحب عروه

 بحث در مساله سی و چهارم بود که فرمود: مسألة يملك العامل حصته من الربح بمجرد ظهوره‌ من غير توقف على الإنضاض أو القسمة[1].

حاشیه مرحوم حائری: یک حاشیه از مرحوم حائری است می‌فرماید لا يخلو عن إشكال و الأحوط عدم التصرّف في الحصّة قبل تمام المضاربة و القسمة إلّا برضاء المالك[2]، گفتیم که در هر حاشیه‌ای چند مطلب باید بررسی شود، یکی فهم خود حاشیه، یکی وجه حاشیه، یکی ارزش حاشیه و یکی صحت و سقم حاشیه است. ایشان نسبت به این‌که به مجرد ظهور ربح عامل مالک حصه از ربح شود اشکال می‌کند و می‌فرماید احوط یعنی احتیاط وجوبی عدم تصرف عامل است در حصه قبل از تمام مضاربه تا مضاربه تمام نشده باید تصرف در ربح نکند مگر با رضایت مالک. وجه حاشیه این است همان‌طور که در جلسه سابق مطرح کردیم ربحی که در مضاربه حاصل می‌شود وقایة لرأس المال است یعنی برای حفظ و نگهداری از راس المال است که اگر نقصی بر راس المال وارد شود از ربح جبران شود، دلیل آن هم این بود که چون اساسا صدق سود در یک تجارت بعد از کسر و انکسارهایی است که نسبت به سرمایه وارد می‌شود، راس المال باید محفوظ بماند لذا اگر مثلا صد تومان ربح حاصل شد و پنجاه تومان سرمایه نقص پیدا کرد، ابتدا پنجاه تومان نقص سرمایه جبران می‌شود و بعد آن مازاد می‌شود ربح حاصل از تجارت که بین عامل و مالک تقسیم می‌شود. اگر بنا شود که ربح وقایه برای راس المال باشد پس تصرف عامل در ربح نباید جایز باشد مگر با رضایت صاحب حق که مالک است. این حاشیه در حقیقت اشکالی است بر صاحب عروه، قیمت و ارزش حاشیه اشکال بر صاحب عروه است.

56- ذبح 26-11-97

1397-11-27

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

روایات دال بر اجزاء ذبح در مکه 

بحث راجع به مکان ذبح بود، روایاتی که دلالت می‌کرد بر تعین منی برای مکان ذبح قرائت کردیم در قبال روایات معارض داریم که از این روایات استفاده می‌شود مکان ذبح متعین در منی نیست در مکه هم اگر ذبح کند مجزی است، دو روایت را در این باره خواندیم که شبیه به هم بود ولیکن به‌خاطر تعدد سند دو روایت محسوب شد که روایت پنجم و روایت یازدهم باب سی و نه بود وَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي رَجُلٍ‏ نَسِيَ‏ أَنْ‏ يَذْبَحَ‏ بِمِنًى‏ حَتَّى زَارَ الْبَيْتَ- فَاشْتَرَى بِمَكَّةَ ثُمَّ ذَبَحَ قَالَ لَا بَأْسَ قَدْ أَجْزَأَ عَنْه‏[1].

وجوه گفته شده در جمع بین این روایت و روایات سابقه

نسبت به جمع بین این روایت و روایات سابقه وجوهی گفته شده که چند وجه را در بحث گذشته اشاره کردیم، یک وجه این بود که این روایت را حمل کنیم بر هدی مستحبی نه قربانی واجب به شهادت روایتی که مفصّل بود بین قربانی واجب و قربانی مستحب که اگر واجب باشد باید در منی ذبح شود و اگر مستحب باشد در غیر منی هم که ذبح شود مجزی است.

55- ذبح 15-14-97

1397-11-27

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

روایات معارض با روایاتی‌که ذبح در منی را شرط می دانستند

تا این‎‌جا مجموع روایاتی که استدلال شده به این روایات برای این‌که ذبح و قربانی مشروط است به این‌که در منی انجام شود قرائت کردیم، در مقابل روایت معارض داریم، روایت معارض در ابواب ذبح است باب سی و نه حدیث پنجم وَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي‏ رَجُلٍ‏ نَسِيَ‏ أَنْ يَذْبَحَ بِمِنًى حَتَّى زَارَ الْبَيْتَ- فَاشْتَرَى بِمَكَّةَ ثُمَّ ذَبَحَ قَالَ لَا بَأْسَ قَدْ أَجْزَأَ عَنْه‏[1]، روایت از جهت سند تمام است. تقریب استدلال به روایت به این بیان است که سوال می‌کند از کسی که فراموش کرده قربانی در مکه را تا این‌که طواف بیت را انجام داده، تا این‌جا مشکلی ندارد چون اگر خاطرتان باشد در صحیحه جمیل و غیر آن سوال شده بود که بعضی از افراد آن‌چه را که باید مؤخر بیاورند مقدم آورده‌اند، آن‌چه را که باید مقدم بیاورند موخر آورده‌اند حتی در بعضی تصریح به همین طواف زیارت بیت بود قبل از اعمال منی که حضرت فرمودند لا حرج و مشکلی نیست، بعد این شخص در مکه گوسفند خرید و ذبح کرد حضرت فرمودند بأسی نیست و مجزی از این شخص است پس معلوم می‌شود که ذبح در منی شرط نیست و الا اگر شرط بود حضرت می‌فرمودند که باید برود در منی ذبح کند الان هم اگر کسی قدرت داشته باشد در منی ذبح کند ولی در غیر منی ذبح کند اثر ندارد مثل این است که نماز را در غیر وقت خودش بخواند، مجددا باید ذبح را انجام دهد در منی، این یک روایت معارض بود.

54- بحث سندی 14-11-97

1397-11-27

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

آیا از استثنائات­مرحوم ابن ولید شهادت برضعف افرادمستثنی استفاده می‌شود یا خیر؟ 

بحث منتهی شد به این قسمت که آیا از استثناء مرحوم محمد بن حسن بن ولید، شهادت بر ضعف افراد مستثنی استفاده می‌شود یا خیر؟ وجهی که مورد استدلال قرار گرفت و مورد بحث بود این بود که مرحوم شیخ طوسی در مواردی همین افراد را شهادت می‌دهد بر ضعف‌شان و بعد استناد می‌کند به همین استثناء ابن ولید، پس معلوم می‌شود که مستفاد از استثناء ابن الولید تضعیف این اشخاص بوده نه به جهت غلو یا فساد در مذهب و یا امور دیگر.

61-امارات

1397-11-11

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

فرمایش مرحوم حائری

کلام در نظریه مرحوم حائری بود در حلّ مشکلِ محذور خطابی در تعبّد به أمارات.گفتیم مقدماتی لازم است:

مقدمه اول: متعلّق حبّ و بغض و طلب صورتِ ذهنیۀی حاکی از خارج است

مقدمه اول این بود که حبّ و بغض و طلب فعل و ترک نه به وجود خارجی تعلق می گیرد نه به مفهوم ذهنی بما هو مفهوم ذهنی. بلکه متعلّق احکام وجودِ ذهنیِ حاکی از خارج است. البته تفصیل بحثش در بحث تعلق اوامر و نواهی به طبایع و افراد ذکر شد.

60-امارات 6-11-97

1397-11-11

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

جواب مرحوم آخوند از محذور خطابی

برای اینکه مطلب بخاطرتان بیاید مختصری تکرار می کنم. مرحوم آخوند برای دفع محذور خطابی که عبارت بود از اجتماع مثلین و ضدّین این طور جواب فرمود که آن چه که حکم واقعی است یک حکم تکلیفی است. مثل وجوب نماز جمعه، حرمت نماز جمعه و آنچه که به ادله اعتبار امارات جعل می شود حجیّت است که یک حکم وضعی است در نتیجه اجتماع مثلین و ضدین دیگر لازم نمی آید. چون دو حکم از دو سنخ متفاوتند.

59-امارات 3-11-97

1397-11-11

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

نسبت به محذور خطابی یک جواب از مرحوم آخوند از حاشیه بر رسائل نقل کردیم که مورد مناقشه واقع شد. یک جواب هم از مرحوم  آخوند در کفایه نقل کردیم که آن هم مورد مناقشه واقع شد.

مرحوم اصفهانی نسبت به جوابی که مرحوم آخوند در اینجا فرموده حاشیه مفصّلی دارد دو سه صفحه بیشتر است. همه حاشیه را که نمی توانیم بگوییم یک قسمتی را می گوییم. امروز صبح به ذهنم خطور کرد که چون ما جلد اول کفایه را تمام حواشی مرحوم اصفهانی را توضیح داده ایم که شاید مال بیست سال  پیش باشد. با خودم فکر می کردم که حواشی که از جلد دوم کفایه است مثل مباحث قطع و ظن به مقداری که در درس طرح می کنیم طرح کنیم، به مقداری که می ماند یک جلسه خاصی بگذاریم چهارشنبه ها پنج شنبه ها که جلد دوم هم تمام بشود.

ایشان حاشیه مفصلی دارد که ما یک قسمتش را طرح می کنیم بقیه اش مفید است ولی ضعف الطالب و المطلوب.