20- ادامه بحث گم شدن قربانی در حج تمتع 19-8-98

1398-08-27

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

 ادامه بحث گم شدن قربانی در حج تمتع

یک مقدار امروز حواستان را بیشتر جمع کنید تا روشن شود بین روایات چه باید کرد. در بحث گذشته فقط یک استداراک باید بکنیم و آن این است که بنابراین که روایت احمد بن محمد بن عیسی از جهت سند تمام باشد که بعضی از دوستان می‌گفتند به حسب تاریخ ممکن روایت احمد بن محمد بن عیسی از اصحاب حضرت صادق صلوات الله علیه، بنابراین روایت اشکال سندی نخواهد داشت. از جهت دلالت دیدید که مرحوم آقای خویی روایت را حمل فرمودند بر مقید یعنی فرمود ما رفع ید می‌کنیم از اطلاق این روایت و حملش می‌کنیم بر مندوب، که در جلسه گذشته گفتیم وجهی برای رفع ید از اطلاق روایت احمد بن محمد بن عیسی نیست این هم برای این‌که دیگر مختصر شود می‌گوییم روایت احمد. چون تنها وجه صحیحه ابی بصیر است در صورتی که مقصود از آن خصوص واجب باشد و حال آن‌که وجهی نیست برای حمل روایت ابی بصیر بر هدی تمتع، آن‌جا دارد اشتری کبشا در روایت احمد دارد اشتری شاةً، لذا به نظر می‌رسد که تعارض مستقر است نهایت دارای جمع دلالی است چون روایت ابی بصیر ظاهر در وجوب است روایت احمد نص در اجزاء است به نص در اجزاء رفع ید می‌کنیم از ظهور در وجوب حمل می‌شود بر استحباب. علی فرض تنزل که بگوییم جمع دلالی بین این دو روایت نیست در نتیجه می‌شوند دو روایت متعارض. در این‌جا به نظر ما روایت ابی بصیر موافق با اطلاق کتاب است چون نتیجه روایت ابی بصیر لزوم هدی است و مقتضای اطلاق کتاب هم  لزوم هدی است لذا روایت ابی بصیر مقدم می‌شود از باب موافقت با کتاب، بر فرض تنزل که از این مرجح بگذریم دو روایت می‌شوند متکافأ، بر مسلک تخییر مجتهد مخیر است و ما اخذ می‌کنیم به روایت ابی بصیر پس نتیجه می‌شود حکم به لزوم ذبح، بنابر مسلک تساقط باید رجوع کنیم به عام فوقانی، در ما نحن فیه عام فوقانی داریم روایاتی که بیان می‌کرد اعمال حج را این تعبیر در آن روایات بود علیه الهدی، پس مرجع می‌شود عام فوقانی باز نتیجه می‌شود لزوم ذبح. بر فرض این‌که عام فوقانی نداشته باشیم مرجع می‌شود اصول عملیه، اصل در ما نحن فیه اصاله الاحتیاط است نه برائت که دیروز گفتیم قبل از تعطیلی هم اگر خاطرتان باشد گفتیم مقتضای اصل لزوم ذبح است چرا؟ چون ما یقین داریم به توجه تکلیف به لزوم ذبح قربانی در حج بعد در اثر گم شدن قربانی شک می‌کنیم که آیا تکلیف به ذبح از عهده ما ساقط شد یا ساقط نشد؟ می‌شود مرجع استصحاب اشتغال، لذا مرجع می‌شود اصاله الاحتیاط و لزوم ذبح، بله اگر بگویید خیر ما اصلا دلیلی بر لزوم ذبح نداریم الا همین روایات این‌ها هم که می‌شوند متعارض مرجع می‌شود برائت ولی فرض این است که ما نسبت به لزوم اصل ذبح در حج تمتع شک نداریم، یقین داریم که ذبح بر ما لازم است فقط شک داریم که آیا به گم شدن گوسفندی که خریدیم تکلیف ساقط است یا ساقط نیست استصحاب اشتغال محکم است.

20 - اجماع 14-8-98

1398-08-27

جلسه  بیست

تاریخ 14 / 8 / 1398 ---  هفت ربیع الاول 1441

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

وجه دوم : اتفاق علما کشف کند از دلیل معتبری که لو وصل عندنا لکان معتبراً

وجه دیگری که برای حجیت اجماع حدسی گفته شده عبارت از این  است که ما از اتفاق علما کشف کنیم دلیل معتبری را که لو وصل عندنا لکان معتبراً. تقریب این وجه این است که اگر کسی فقهای شیعه را بشناسد خود این نکته ای است مطالعه در فقهای شیعه بشود که این ها چه جور زحمت می کشیدند و در مقام استنباط حکم چقدر دقت می کردند. شما نگاه کنید مرحوم علامه را ببینید کتاب تذکره ایشان را ببینید کتاب منتهی  ایشان را ببینید به هر فرعی که می رسد علاوه براین که نسبت به طرق شیعه مسئله را مورد بحث قرار می دهد از باب طرق عامه هم متعرض می شود بعد شما ببینید این شخص یک کتابی نوشته به نام مختلف الشیعه، اختلافاتی که علمای شیعه داشتند در آنجا جمع کرده است و هکذا چه تبحری داشتند نسبت به احادیث، نسبت به آراء فقها، یعنی خلاصه فقیه شیعه شناختن خودش یک رشته است. اصلا فقها شیعه چه جور آدم هایی بودند و چگونه استفراغ وسع می کردند نسبت به استنباط احکام، این از جهت سعی و کوشش آنها. این طور نبوده که فقط وسائل الشیعه را نگاه کنند آن زمان که وسائل الشیعه هم که نبوده است. اصل مدارک وروایات را مراجعه می کردند، در بحث فقه دوستانی که حضور داشتند ملاحظه کردند چند مورد در وسائل الشیعه تقطیع شده بود، که تقطیع مضرر به استنباط حکم شرعی بود، به اصل مراجعه می کردند. اقوال فقها را نگاه می کردند. الان شما استفتاء می کنید جواب آن سریع داده می شود. اصلا بزرگان شیعه قبل از مراجعه به آرای متقدمین و قدما تسرع در فتوا نمی کردند این از جهت سعی و کوشش. این هایی که اجتهاد را تعریف کردند به استفراغ الوسع یا العیاذ باالله دروغ گفتند یا راستش را گفتند، اگر راستش را گفته باشند خیلی مشکل می شود یعنی شما وسع را شما فارغ بگذارید برای استنباط حکم شرعی، این از نظر سعی و کوشش. از نظر حذاقت فهم  نباهة فهم و ذکاوت و استعداد اصلا فقها شیعه زبانزد هستند. این هم شما باز شما مراجعه کنید ببینید. یکی از علمای عامه نسبت به مرحوم علامه تعبیر او این است: یکتب و هوراکب و یزاحم بعظمته الکواکب، خیلی حرف است. این ها از جهت ذکاوت واقعا افراد عجیبی بودند. شما ببینید خیلی ذکاوت می خواهد گفتن این ها ساده است، خیلی ذکاوت می خواهد. در یک مجلس به یک کفش برداشتن و زیر بغل گذاشتن یک مملکت سنی را شیعه بکند، حالا ما شیعه خودمان را می خواهیم حفظ بکنیم نمی دانیم آیا می توانیم یا نمی توانیم. خیلی این ها درد است به یک عمل ساده  یک مملکت سنی را شیعه کرد. در جریان هستید شما و همه شما هم خبر دارید. حالا می خواهم بگویم که ببینید. این از جهت ذکاوت یعنی زرنگی که چگونه برخورد بکند محیط را تشخیص داده مجلس را تشخیص داده چه بکند چگونه وارد بشود چگونه خارج  بشود عزیز من شوخی نیست این را خیلی دقت بکنید. سلطان یک مملکت بخواهد از دین خود برگردد، خیلی سخت است شما یک آدم عادی را برگردانید ده ساعت با او مباحثه می­کنید با او مناظره می­کنید آخرش می گوید نمی دانم، بذار بیینم، مگر تجربه هاش را نداشتید با آدم عادی. سلطان و تمام ارباب فقه عامه را در یک مجلس ظرف چند دقیقه آدم بتواند شیعه کند فقها یک همچنین ذکاوتی داشتند. این هم دو. البته موارد زیاد دارد من فقط یک نمونه را می گویم تا متوجه بشوید. البته عزیز من این ها غیر از زحمت و کار این ها دو چیز دیگر هم می خواهد: یکی تقوا و یکی توسل. علم  ما با علوم دیگر فرق می کند در علم طب اگر کسی شارب الخمر هم باشد ممکن است از جهت جراحی سرآمد اطباع جهان باشد، در مهندسی ولو اهل هر فسق و فجوری هم باشد ممکن است در نقشه کشی برای منزل و غیرذلک سر آمد باشد، اما در علوم ما خود خدا مشروط به تقوا کرده است ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ [1]همه شما هم لمعه را خواندید در کتاب  قضاء از کتاب های قدیم صفحه سمت چپ وسط صفحه مرحوم شهید می فرماید: در اجتهاد غیر از این ها یک  قدرت قدسی و یک  امر آخری لازم است، برای آنکه انسان به فقاهت برسد. این هایی را که می بینید این گونه بودند یکی تقوای آنها قوی بوده و یکی هم توسلات آنها،  خدا به ما هم انشاالله  نعمت تقوا و توسل  را بدهد علی ای حال .

19-اجماع 12-8-98

1398-08-27

جلسه  نوزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

وجه چهارمی که برای حجیت اجماع بود قاعده لطف بود و مورد بحث واقع شد بنا شد در قاعده لطف مراجعه کنید به مقدمه ای در اصول دین، نمی دانم مراجعه فرمودید یانه؟ الحمدالله. خیلی  خوب.

  شاگرد :استاد ما مراجعه کردیم آن تقریری که شما فرمودید نبود تعبیر وجوب نداشتیم.

 استاد: بله تعبیر وجوب نیست همان ضرورت است.

حالا من عبارت مقدمه منهاج را می­خوانم حالا که مراجعه نکردید دیگر شرحش نمی دهم. خود عبارت روشن است اگر جایی  احتیاج به شرح داشت توضیح می دهم. والد معظم می فرمایند: لکی نفهم احتیاج البشر الی هدایة الانبیاء ...[1] چون آقا این قاعده لطف خیلی مهم است هم در اثبات نبوت هم در بحث امامت لذا باید جوری باشد که قاعده لطف را بخوبی بلد باشید و بتوانید از آن دفاع بکنید جاهای دیگر هم قاعده لطف به کار می آید ... الجهة الاولی که اثبات نبوت عامه است به قاعده لطف ان الانسان موجود له غرائز مختلفة ..... روایت دارد هم عن عبدالله بن سنان ، قال : سألت ابا عبدالله جعفربن محمد الصادق علیهما السلام تا اینجا اثبات شد که یک همچنین استعدادی در بشر هست.

18-اجماع 11-8-98

1398-08-27

جلسه  هجدهم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

وجوه استدلال شده بر حجیت اجماع محصل

بحث ما راجع به حجیت اجماع منقول بود.گفتیم که ابتدا باید اصل خود اجماع محصل مورد بحث واقع بشود که خود اجماع محصل حجت بر حکم شرعی هست یا حجت بر حکم شرعی نیست تا بعد برسیم ببینیم حالا آیا نقل چنین اجماعی به خبر واحد حجت بر حکم شرعی هست یا خیر ؟ لذا وارد شدیم در وجوهی که ذکر شده برا ی حجیت اجماع محصل.

 وجه اول اجماع دخولی بود که مورد بحث واقع شد.

19-ذبح 18-8-98

1398-08-19

جلسه نوزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

بررسی صور مساله گم کردن قربانی در حج تمتع

بحث در مورد این بود که اگر در حج تمتع قربانی‌ای بخرد و آن قربانی گم شود، تکلیف دارد که قربانی دوم بخرد حال اگر قربانی دوم را خرید دو صورت دارد: تارة قبل از ذبح  قربانی دوم قربانی اول پیدا می‌شود این را بحثش را کردیم و نتیجه این شد که همان قربانی اول را باید ذبح کند نسبت به قربانی دوم آزاد است بهتر این است که ذبح کند. صورت دوم این بود که قربانی دوم را ذبح می‌کند بعد قربانی اول پیدا می‌شود این‌جا را دو قسمت کردیم تاره به حسب مقتضای قاعده بحث کردیم که نتیجه گرفتیم بعد از ذبح قربانی دوم ذبح قربانی اول لازم نیست اما به حسب نص که صحیحه ابی بصیر است بعد از ذبح قربانی دوم ذبح قربانی اول هم لازم است روایت ابی بصیر این بود، در باب سی و دوم سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ اشْتَرَى كَبْشاً فَهَلَكَ‏ مِنْهُ قَالَ‏ يَشْتَرِي‏ مَكَانَهُ‏ آخَرَ قُلْتُ فَإِنْ كَانَ‏ اشْتَرَى مَكَانَهُ آخَرَ ثُمَّ وَجَدَ الْأَوَّلَ قَالَ إِنْ كَانَا جَمِيعاً قَائِمَيْنِ فَلْيَذْبَحِ الْأَوَّلَ وَ لْيَبِعِ الْأَخِيرَ وَ إِنْ شَاءَ ذَبَحَهُ وَ إِنْ كَانَ قَدْ ذَبَحَ الْأَخِيرَ ذَبَحَ‏ الْأَوَّلَ مَعَهُ[1]، این قسمت مربوط به ما بود وَ إِنْ كَانَ قَدْ ذَبَحَ الْأَخِيرَ ذَبَحَ‏ الْأَوَّلَ مَعَهُ، پس به حسب نص مقتضی برای وجوب ذبح اول بر طبق صحیحه ابی بصیر  تام است، سند تمام است دلالت هم تام است.

17-ادله اقامه شده بر حجیت اجماع محصل 17-7-98

1398-08-19

جلسه هفدهم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

امر ششم: ادله اقامه شده بر حجیت اجماع محصل

وجه سوم: دلیل عقلی

وجه سومی که استدلال شده برای حجیت اجماع به عنوان اینکه خودش اصل مثبت حکم شرعی باشد، وجه عقلی است.چون ما بعدش نسبت به حجیت اجماع بر مسلک خاصه دلیل عقلی اقامه خواهیم کرد مثل قاعده لطف. اما آن ادله عقلیه مفاد آن این است که اجماع خودش هیچ کاره است کاشف از رای معصوم است .اما دلیل بر اینکه اجماع کاشف از رای معصوم علیه السلام هست دلیل عقلی است که قاعده لطف باشد.اما دلیل عقلی که الان می خواهیم بیان کنیم که وجه سوم است این برای اثبات این است که اجماع خودش اصلٌ براسه است و مثبت حکم شرعی باشد.

16-حجیت اجماع عامه 16-7-98

1398-08-19

جلسه  شانزدهم

تاریخ  16 / 7 / 1398 ---  نه صفرالمظفر 1441

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

امر ششم: ادله اقامه شده بر حجیت اجماع محصل

نسبت  به حجیت اجماع عامه استدلال کرده بودند به آیاتی که معلوم شد هیچ ربطی به بحث اجماع ندارد، بله ربطش به اندازه چی بگم مثلاً، ربطش به اندازه این است که آقا قائل به ربط نبود، ربطی ندارد اصلا آیات قرآن ربطی به حجیت اجماع ندارد.

وجه دوم: استدلال به سنت

 اما از سنت، از سنت استدلال کردند به روایاتی. یک تعبیر در روایات اینطوراست که در سنن ابن ماجه است عن ابی خلف اعمی اسم هاشان هم مثل خودشان است. قال سمعت : انس بن مالک یقول سمعت رسول الله صل الله علیه و آله و سلم یقول: ان امتی لا تجتمع علی ضلالةٍ [1]فاذا رایتم اختلافاً فعلیکم بسواد الاعظم- تقریب استدلال هم به این بیان است که حضرت می فرماید: امت من اجتماع بر ضلالت و گمراهی نمی کنند، پس اگر امت بر یک امر اجتماع کردند معلوم می شود که در آن گمراهی نیست و آن مطلب حق است پس اجماع می شود حجت . تعبیر دوم باز در بعضی از کتب عامه است البته من یک مستندش را گفتم که سنن ابن ماجه است و الا مستندشان متعدد است نوشتم، من مستنداشان را  نوشتم ولی وقت تان گرفته می شود بعد هم خودتان مراجعه می کنید در سنن ابن داود این طور آمده قال قال رسول الله صل الله علیه و آله و سلم ان الله اجارکم من ثلاث ... ان لا یدعو علیکم نبیکم فتهلکو ا جمیعا -پروردگار متعال شما را از سه چیز محفوظ نگه داشته است  یکی این که نبیّتان نفرین بر شما نکند که همه شما هلاک می شوید آن طوری که در بعضی از انبیاء سابق بود. و ان لا یظهر اهل الباطل علی اهل الحق و اینکه اهل باطل بر اهل حق ظاهر و پیروز و چیره نشویدو و  ان لا تجتمع  علی ضلالة  و اینکه اجتماع بر ضلالت و گمراهی پیدا نکنید خب حضرت هم که دعایش مستجاب است پس امت اجتماع بر گمراهی نخواهید داشت.

15-حجیت یا عدم حجیت اجماع منقول 15-7-98

1398-08-19

جلسه  پانزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

حجیت یا عدم حجیت اجماع منقول

امر اول: آیا نقل اجماع مشمول خبر واحد می شود یا خیر؟

بحث درحجیت اجماع منقول هست از نظر فنی چون بحث در نقل اجماع به خبر واحد است ما ابتدا باید خود بحث اجماع محصل را تنقیح کنیم که بفهمیم ارزش خود اجماع محصل و اجماعی که به قطع برای ما ثابت است تا چه مقدار است تا بعد برویم سراغ ارزش نقل آن اجماع محصل، و همچنین چون مورد بحث نقل اجماع محصل به خبر واحد است اول باید ما باید بحث کنیم که آیا خبر واحد حجت است یا حجت نیست؟ اگر حجت نباشد مجالی برای بحث از اجماع منقول نیست و همچنین باید بحث بشود از گستره ای که به خبر واحد اثبات می شود آیا خبر واحد فقط در احکام حجت است یا درموضوعات هم حجت است؟ و شرایط حجیت خبر واحد در احکام و موضوعات مختلف است یا مختلف نیست؟ پس به لحاظ فنی باید این بحث از بحث اجماع منقول و خبر واحد متأخر باشد ولیکن مرحوم شیخ هم این جا طرح فرمودند ما هم همین جا طرح می کنیم. چون بحث از ارزش اجماع محصل در خلال همین بحث تنقیح شده است و نسبت به بحث ازحجیت خبر چون علی الظاهر خبر واحد، حجیت آن را همه قبول دارند الا ما شذ و ندر، لذا بعنوان اصل موضوعی قبول می کنیم که خبر واحد حجت هست حالا  می­خواهیم ببینیم که آیا نقل اجماع هم مشمول خبر واحد می شود یا خیر؟

18- ذبح 14-8-98

1398-08-19

جلسه هجدهم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

روایاتی که در آن نسبت به گم شدن هدی استدلال شده است

مختصری که راجع به هدی قران لازم بود بیان کردیم، ملخص ان‌چه که گفته شد بیان کنیم تا وارد شویم در روایاتی که استدلال شده به آن روایات نسبت به گم شدن هدی تمتع، خلاصه آن‌چه که گفتیم یک مطلب این بود که به اشعار و تقلیدی که احرام به آن‌ها عقد می‌شود هدی و قربانی متعین می‌شود، خلاصه می‌گویم ادله‌اش را قبلا گفتیم. مطلب دوم این است که به اشعار و تقلیدی که احرام تاکید می‌شود در این صورت هم صاحب جواهر فرمود که هدی متعین می‌شود. نهایت، نکته‌ای که این‌جا باید توجه داشت این است که آیا اساسا احرام قابل تاکید است یا قابل تاکید نیست؟ مرحوم آقای شاهرودی می‌فرماید تاکید احرام معنا ندارد، چرا؟ چون یا مقصود از تاکید احرام این است که بعد از انعقاد احرام وقتی احرام موکد شد به ادنی چیزی انسان از احرام خارج نمی‌شود این می‌شود معنای تاکید احرام. می‌فرماید این‌که درست نیست چون احرام تا منعقد شد خروج از احرام از نظر شرعی ممکن نیست الا به آن‌چه که در شریعت مقدسه معین شده، اگر احرام، احرام عمره مفرده است تا اعمال عمره مفرده را انجام ندهد اساسا از احرام خارج نمی‌شود. اگر احرام عمره تمتع است کذلک، تا اعمال عمره تمتع را انجام ندهد از احرام خارج نمی‌شود، اگر هم احرام حج است تا اعمال حج را انجام ندهد از احرام خارج نمی‌شود لذا ما بخواهیم به اشعار و تقلید احرام‌مان را تاکید کنیم یعنی قبلا محرم شدیم به تلبیه حالا به اشعار که شق طرف ایمن کوهان شتر است یا به تقلید گوسفند یا گاو یا شتر بخواهیم احرام‌مان را موکد کنیم یعنی چه موکد کنیم؟ خروج از احرام اصلا ممکن نیست الا به آن‌چه که در شریعت محقق شده حتی در باب حصر و سد هم که دیگر شخص متمکن از اتمام انجام اعمال نیست به صرف سد و حصر از احرام خارج نمی‌شود باز یک اعمالی باید انجام دهد تا از احرام خارج شود.

17- ذبح 12-8-98

1398-08-19

جلسه هفدهم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

اگر گوسفند اول بعد از ذبح گوسفند دوم پیدا شد وظیفه شخص چیست؟

پرسشگر: مرحوم خویی در عبارتشان لعل دارد.

استاد: گفتیم لعل درست نیست چون امر متعلق به طبیعت است شما در هر امر متعلق به طبیعتی می‌توانید بگویید لعل که آن فرد شاخصش معنی باشد، امر متعلق به طبیعت است، شک هم که ما داشته باشیم اطلاق طبیعت رد می‌کند.

پرسشگر: چگونه؟

استاد: امر تعلق گرفته به طبیعت، اطلاقش اقتضا می‌کند اجتزاء به هر فردی را.

پرسشگر: مورد شک در امتثال است.

استاد: این‌جا مورد شک در امتثال نیست حال باز می‌گویم برایتان.